بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 72
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
غفلت عارفان رجوع است از عزيمتهائى كه واجبست بر خود عارف مانند رياضات و ترك عادات بسوى مباحات و رخصتها كه براى مردم مباح است تا تنك نگيرد بر نفس و عنان او را سست بكند چرا كه از امراض نفسانى ايمن و سالم گشته و اين غفلت از جهت ايمنى از نفس است . « و امّا غفلة الغافلين فامهال الحقّ للعالمين » اما غفلت غافلان مهلت دادن و استغناى ذاتى حق است كه جهانيان را بقرب خود راه نداده كه غفلت از حق شده . عزّت ما اينچنين كرد اقتضا * كز در ما دور باشد هر گدا قوله من غفل عن اللّه ساعة فقد عصاه هركس كه غفلت كند از حق يك ساعت بتحقيق عاصى شده بر او . و من غفل عن نفسه فقد قتله هركس غافل از نفس خود گردد بتحقيق كشته است او را يعنى امر و هواى نفس را ترك كند و اين غفلت از حق است بموجب حكم كه . اصل الغفلة الحرمان كه اصل غفلت محرومى و طرد و بعد است از حق كه آن طرد و راندن سبب تغافل گشته . المشاهدة رؤية بلا وصف مشاهدهء رؤيتى است كه با زبان توصيف امكان ندارد يعنى بدون كم و كيف و اين است و يا احاطهء عبارت قاصر است از آن . الحضور رؤية بلا قهر يعنى محاضره و حضور كه از استيلاء ذكر به حق روى دهد رؤيت دلى است كه قهر و غلبه ندارد يا رؤيت نفس سالك است با حضور كه اين رؤيت قاهر و سالب اختيار نيست . و المشاهدة قهر بلا رؤية مشاهده غلبه مشهود است بهنحوىكه رؤيت مشاهده و مشهود از سالك محو گردد . يعنى ملتفت رؤيت خود نيست در آن وقت زيرا كه سلب اختيار و وجود شده بلكه با بصر و چشم حق مىبيند زيرا كه فناى فانى در بقاى باقى مستهلك و پايمال گشته ، و اين معنى نظر به مقابلت كلام سابقى است و الا احتمال مىتوان داد كه مراد از عدم رؤيت رؤيت بصر ظاهريست نه چشم بصيرت . قوله الحركة من المشاهدة شرك يعنى حركت از مشاهده بسوى خود و يا غير مشهود شرك است كه با حق ديگرى را هم التفات نموده . حركة مع المشاهدة شرك اين هم مثل سابق است يعنى حركت